نشریه فقه و حقوق خصوصی در ارزیابی وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری (سال 1403)  حائز رتبه ب شده است. 

 

 

 

نشریه فقه و حقوق خصوصی به صورت فصلنامه منتشر می شود و مقالات عرصه  فقه و حقوق خصوصی را می پذیرد.

 با توجه به وجود جنبه های میان رشتگی در عرصه فقه و حقوق، مجله از  مقالات میان رشتگی نیز استقبال می کند.

سال آغاز انتشار: 1403

کشور محل انتشار: ایران

ناشر: دانشگاه شهید مطهری

نوع مقالات قابل انتشار: پژوهشی 

 وضعیت انتشار:  الکترونیکی

زبان نشریه: فارسی (چکیده انگلیسی)

میزان مشابهت: حداکثر 15 درصد بر اساس سامانه سمیم نور

نوع داوری: داوری بدون نام و حداقل دو داور

مدت زمان بررسی اولیه: دو هفته

زمان داوری:  1 تا 3  ماه

روش مأخذنویسی: APA ویرایش هفتم (2020)

ایمیل نشریه: jpl.info@motahari.ac.ir

هزینه داوری و پذیرش نهایی: داوری 3000000 ریال، پذیرش نهایی 8000000 ریال

وضعیت دسترسی به متن کامل مقالات: دسترسی باز و دریافت رایگان

قبل از ارسال مقاله حتما بخش راهنمای نویسندگان مطالعه شود تا داوری مقاله با سرعت انجام پذیرد. حتما کاربرگ مربوط به مشخصات نویسندگان، عدم تعارض منافع  و  تعهدنامه نویسندگان تکمیل و فایل آن ارسال شود.

 

 

نظریۀ نقض کارآمد قرارداد

صفحه 5-28

https://doi.org/10.22034/jpl.2025.732002

محمدهادی رستمی، سید مصطفی محقق داماد

چکیده نقض قرارداد زمانی از نظر اقتصادی کارآمد محسوب می­شود که هزینۀ اجرای قرارداد برای متعهد بیش از سود آن باشد و متعهد با پرداخت خسارات متعهدٌله و قراردادن او در وضعیتی که قرارداد، قرار بود اجرا شود، از ورود خسارات بیش‌تر به خود جلوگیری می­کند. مقتضای کارآمدی آن است ­که تمام انواع خسارات قابل جبران باشد. نقد اقتصادی این نظریه آن است که ممکن است مبلغ خسارت کم‌تر از میزان واقعیِ خساراتِ وارد‌شده باشد و در ارزیابی خسارات به صورت پولی، ارزش شخصی تعهد برای طلبکار محاسبه نمی‌شود و به معیار نوعی بسنده می‌شود. برخی نقدهای حقوقی نیز عبارتند از: زیرپاگذاردن ارزش‌های اخلاقی، کاهش قدرت برنامه‌ریزی، حذف سود برای فروشنده در کالاهای قیمی و تعارض با اصل آزادی.
تعریف حقوقی و اقتصادی نقض کارآمد قرارداد، بیان نقدهای وارد بر آن و مطالعۀ تطبیقی با حقوق غرب از دستاوردهای این مقاله است.
به نظر می­رسد علی‌رغم تمامی مشکلاتی که حقوق ایران برای قبول این نظریه دارد، به دلیل مزایای فراوان این نظریه نباید از تلاش برای ارائه راه­حل‌هایی به جهت بسترسازی این نظریه در حقوق ایران، دست کشید. برخی از این راهحل‌ها عبارتند از: تقویت نظام حقوقی در جبران کامل خسارات، پذیرش مفهوم بهنیه پرتو، حاکمیت رویکرد ترجیح منافع اجتماعی بر منافع فردی، لحاظ برخی انواع کارایی اقتصادی به عنوان جزئی از عدالت اقتصادی، پذیرش نظریه به لحاظ اخلاقی، اثبات عدم تناقض نظریه با اجرای عین تعهد.

ﺑﺮرﺳﻲ و ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺣﺎﻟﺖ اﻏﻤﺎء ﺑﺎ ﺑﻴﻬﻮﺷﻲ ﻋﻤﻮﻣﻲ و ﻣﺮگ ﻣﻐﺰی در ﻓﻘﻪ و ﺣﻘﻮق اﻳﺮان

صفحه 29-48

https://doi.org/10.22034/jpl.2025.732218

حامد حسنی نیا، مرتضی چیت سازیان

چکیده در اﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎر ﺳﻌﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺗﺎ ﺣﺎﻟﺖ اﻏﻤﺎء ﺗﺒﻴﻴﻦ ﮔﺮدد و اﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎ ﺑﻴﻬﻮﺷﻲ ﻋﻤﻮﻣﻲ و ﻣﺮگ ﻣﻐﺰی، ﺑﺎ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ آرای ﻓﻘﻬﺎ و ﺣﻘﻮق­داﻧﺎن و آﺧﺮﻳﻦ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎی ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﮔﺮدد. اﻏﻤﺎء ﺑﺮﺧﻼف ﺑﺎور راﻳﺞ ﻳﻚ ﺑﻴﻤﺎری ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺣﺎﻟﺘﻲ از ﻧﺎﻫﺸﻴﺎری اﺳﺖ ﻛﻪ از ﺻﺪﻣﻪ ﺑﻪ ﻗﻮای دﻣﺎﻏﻲ ﻣﻐﻤﻲﻋﻠﻴﻪ ﻧﺸﺎن دارد. ﻣﺪﺧﻠﻴﺖ ﺑﺮرﺳﻲ ﺣﺎﻟﺖ اﻏﻤﺎء و ﺗﻤﺎﻳﺰ آن از ﺣﺎﻻت ﻣﺸﺎﺑﻪ در ﻋﻠﻢ ﻓﻘﻪ و ﺣﻘﻮق در ﺛﻤﺮة ﺑﺤﺚ ﻧﻬﻔﺘﻪ اﺳﺖ. ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﺛﻤﺮة ﺑﺤﺚ ﭘﻴﺮاﻣﻮن ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺣﺎﻟﺖ اﻏﻤﺎء و ﻣﻘﺎﻳﺴﺔ آن ﺑﺎ ﺑﻴﻬﻮﺷﻲ ﻋﻤﻮﻣﻲ و ﻣﺮگ ﻣﻐﺰی در ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻮﺷﻜﺎﻓﺎﻧﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﭘﺮﺳﺶ ﻧﻤﺎﻳﺎن ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﻓﺮد ﻣﻐﻤﻲﻋﻠﻴﻪ در ﻛﺪام وﺿﻌﻴﺖ ﺣﻴﺎﺗﻲ ﻗﺮار دارد، زﻳﺮا در ﻓﻘﻪ و ﺣﻘﻮق ﻣﻴﺎن ﻣﺮگ و زﻧﺪﮔﻲ اﻧﺴﺎن راﺑﻄﺔ ﻋﻤﻴﻘﻲ وﺟﻮد دارد از اﻳﻦ ﻣﻨﻈﺮ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻲ اﺣﻜﺎم ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﻣﻮت و ﺑﺮ ﻣﻴﺖ ﻣﺠﺮی اﺳﺖ و در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﻴﺰ اﺣﻜﺎﻣﻲ وﺟﻮد دارد ﻛﻪ ﺗﺎ ﻓﺮد در ﻗﻴﺪ ﺣﻴﺎت اﺳﺖ ﺑﺮ وی ﺟﺎری ﻣﻲﺷﻮد و ﺑﺎ زﻫﻮق روح ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ اﺟﺮاﻳﻲ ﻧﺪارد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺑﺮرﺳﻲ دﻗﻴﻖ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺣﻴﺎت و ﻣﻮت ﺑﺮای ﻧﻴﻞ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﻮد در اﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎر اﺟﺘﻨﺎب ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ اﺳﺖ.

مطالعۀ­ تطبیقی انعقاد عقد رهن و استقرار آن در نظام حقوقی ایران و امریکا

صفحه 49-74

https://doi.org/10.22034/jpl.2025.732219

فریده شکری

چکیده در نظام حقوقی ایران به صرف وجود دین ثابت در ذمه، عین بودن رهینه و قبض آن، عقد رهن تحقق یافته و حق مرتهن بر رهینه استقرار می­یابد؛ بدون آنکه میان دو مرحلۀ ایجاد و استقرار حق وثیقه، ‌تفاوت باشد یا آنکه حداقل برای استقرار حق مرتهن بر رهینۀ غیرمنقول، ثبت عقد رهن الزامی باشد. از سوی دیگر، در نظام حقوقی ایران، هر چند به نحو اجمال، قاعدۀ انتقال‌‌‌‌پذیری رهینه به رسمیت شناخته شده است؛ آن­گونه ­که انعقاد عقد رهن و استقرار حق مرتهن، مانع از انتقال بعدی رهینه و یا حقوق ناشی از آن از سوی راهن نمی­باشد، مشروط بر آنکه با حقوق مرتهن منافاتی نداشته باشد. حکومت این قاعده، بدون پیش‌بینی مقررۀ خاصی در خصوص استقرار حق عینی ناشی از این عقد مانند الزام به ثبت رهینه، گاه تبعاتی چون اختلاف در تشخیص دارندۀ حق تقدم، توسل به عقود صوری با قید تاریخ مقدم و به تبع آن تضییع حق مرتهن وهم‌چنین درگیری محاکم در دعاوی حقوقی و احیاناً‌ کیفری مرتبط با موضوع را در پی دارد. این در حالی است که در برخی نظام­های حقوقی جهان و از جمله امریکا، با تفکیک میان دو مرحلۀ انعقاد عقد رهن و یا وثیقه و استقرار حق­وثیقه برای هریک ازآن‌ها مقررات خاصی پیش­بینی شده است. در این نظام­ها با تمییز میان رهینۀ منقول و غیرمنقول، استقرار حق مرتهن بر هر یک از این اموال مستلزم انجام تشریفات خاصی است والّا حق مرتهن، حقی ناقص بوده و رجحان دیگر مرتهنینی که این مراحل را طی نموده­اند، در پی دارد. پرسشی که در این نوشتار مطرح می‌شود آن است که آیا با وجود آرای فقهی موجود و متون قانونی حاکم، می‌توان در نظام حقوقی ایران میان این دو مرحله تفکیک قائل شد؟ با استقرا در این آرا و متون و بهویژه مداقه در نقش قبض رهینه در انعقاد عقد رهن و توجه به مفهوم عرفی قبض به فراخور مصادیق آن، میتوان قبض را موجبی برای استقرار حقِ­مرتهن بر رهینه دانست و در این راستا با بهره­گیری از تجربیات تقنینی دیگر نظام­های حقوقی و به جهت اجتناب از تبعات فوق‌الذکر، به اصلاح قوانین و مقررات حاکم همت گماشت.

بررسی فقهی و حقوقی مفهوم حق و حکم

دوره 1، شماره 1، بهار 1403، صفحه 5-38

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720220

سید علیرضا فروغی

چکیده حق در اصطلاح فقهی دارای دو معناست: نخست، حق در معنای عام که شامل ملک، حکم و حق به معنای خاص می‌باشد. شاهد این مدعا مواردی نظیر حقّ ابوت، حقّ ولایت برای حاکم، حقّ وصایت، حقّ حضانت و نظایر آن است که گرچه در لسان اخبار و کلمات فقها از آن به حق تعبیر شده لکن همه از مصادیق حکم است.  دوم، حق به معنای خاص که در مقابل ملک و حکم است. لذا توجه داده شده فقهایی که حق را در مقابل ملک و حکم می‌دانند مقصودشان از حکم، حکم تکلیفی است و از آن با تعبیر حکم شرعی و خطاب شارع نیز یاد می‌کنند اما در صورتی که ما حکم را به معنای عام آن، اعم از تکلیفی و وضعی، بدانیم روشن است که حق (به مانند ملک) از اقسام حکم وضعی بوده و به این اعتبار حکم اعم از حق به معنای خاص- معنای دوم - می­شود.
بر این اساس، زمانی که حق با حکم مقایسه می­شود معنای اخص این دو، مورد نظر بوده و لذا هرگاه در فقه سخن از آثار و ویژگی­های حق، نظیر قابلیت اسقاط، نقل و انتقال می­رود مقصود آن است که حق به عنوان حکم وضعی و اعتبار عقلایی مستقل دارای این آثار است و در مقابل حکم تکلیفی فاقد این ویژگی­هاست.
در این مقاله دربارۀ رابطۀ حکم تکلیفی و حکم وضعی و بیان نظرات اصولیان و نظر مختار نیز بحث و بررسی شده است. هم‌چنین در مورد اینکه ملاک و ضابط تشخیص حق از حکم چیست و در آخر اینکه هرگاه در موردی شک شود که از حقوق است یا احکام، مقتضای قاعده و اصل چیست؟ در این‌صورت مقتضای قاعده و در صورت فقدان آن مقتضای اصل عملی چیست؟

بررسی فرآیند تصفیۀ بانک‌های ورشکسته (مطالعۀ تطبیقی در حقوق امریکا و ایران)

دوره 1، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 47-74

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720993

خدیجه شیروانی، محمد عیسائی تفرشی

چکیده توجه به ورشکستگی بانک­ها و تأثیرات بسیار منفی آن در اقتصاد کشور، از بحران بزرگ اقتصادی که در سال 1929 در امریکا شروع شد و پس از آن به تمام دنیا سرایت کرد، آغاز شد و قانون‌گذاران به این نتیجه رسیدند که مقررات عام ورشکستگی شرکت­های تجاری برای رسیدگی به ورشکستگی بانک­ها ــ که شرکت تجاری محسوب می­شوندــ کفایت نمی­کند. بر این اساس، در ایالات متحدۀ امریکا سعی شده است با توجه به نقش بانک­ها در اقتصاد کشور و تفاوت­هایی که با سایر شرکت‌های تجاری دارند، مقررات خاصی برای ورشکستگی آنها در نظر بگیرند. در این کشور نظام حقوقی حاکم بر ورشکستگی بانک­ها به «Resolution Regime» معروف است که به «گزیر یا حل و فصل» ترجمه شده است. مهم­ترین اهداف این نظام عبارتند از پیشگیری از اختلال­های زنجیره‌ای در نظام مالی کشور، ادامه یافتن خدمات کلیدی بانک­ها و عدم تحمیل عواقب ورشکستگی این بنگاه­ها بر دولت و مؤدیان مالیاتی.
در حقوق ایران نظام ورشکستگی بانک­ها به طور کامل از نظام ورشکستگی شرکت­ها جدا نیست و در صورتی که بانکی ورشکست گردد، مقررات قانون تجارت در زمینۀ ورشکستگی مقررات عام، و سایر مقررات پولی و بانکی خاص محسوب می­شوند. و در نتیجه، در صورت سکوت مقررات خاص، مقررات عام قانون تجارت در زمینۀ ورشکستگی اعمال می­گردند. در حقوق امریکا تصفیه، آخرین روش برخورد با بانک ورشکسته است، در حالی که در حقوق فعلی ایران با توجه به اینکه روش جایگزینی برای تصفیه وجود ندارد، به محض صدور حکم ورشکستگی، بانک وارد فرآیند تصفیه می‌شود.

نظریة سقوط تعهدات منشأ با امضای اسناد تجارتی

دوره 1، شماره 1، بهار 1403، صفحه 113-129

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720235

سمیه احمدی مجدآبادی فراهانی، علیرضا عالی پناه

چکیده با صدور سند تجاری و تسلیم آن، پرداخت صورت نمی­گیرد یا تعهد قبلی ساقط نمی‌شود، بلکه با وصول سند تجاری است که هم تعهد ناشی از سند تجاری ایفا می­شود و هم تعهد منشأ ساقط می­شود. با وجود اینکه سند تجاری طبق وصف تجریدی خود ایجاد تعهد می­کند، اصل بر بقای تعهد منشأ است تا زمانی که سند تجاری پرداخت شود. 
  بین حقوق‌دانان ما در این مورد تقریباً اتفاق نظر وجود دارد و این اصل در بسیاری از نظام­های حقوقی نیز پذیرفته شده است، با وجود این، نظریه دیگری نیز وجود دارد مبنی بر اینکه با صدور سند تجاری و تسلیم آن به طلبکار، تعهد منشأ ساقط می­گردد.  قائلین به این دیدگاه به «وصف جایگزینی سند تجاری» قائلند. آنان اگرچه قبول دارند که سند تجاری تعهد به پرداخت است نه پرداخت، اما معتقدند که تعهد ناشی از سند تجاری، جایگزین تعهد اصلی می­گردد و در واقع در اینجا نوعی تبدیل تعهد صورت می‌گیرد.

ماهیت و شرایط اعتبار قرارداد انتقال بازیکن حرفه ای

دوره 1، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 98-128

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.722987

سید حمیدرضا موسوی پور

چکیده قرارداد انتقال بازیکن حرفه­ای مهم‌ترین قرارداد در حوزۀ ورزش فوتبال است. به‌موجب این قرارداد بازیکن متعهد است در مدت معین برای باشگاه معین در مقابل مبلغ مشخص بازی کند. انعقاد و انحلال این قرارداد تابع مقررات بین‌المللی و داخلی ویژه­ای است که متمایز از شرایط عمومی سایر قراردادهاست. این قرارداد مانند قرارداد اجارۀ اشخاص، قرارداد عهدی است و پس از امضای طرفین لازم می‌شود. طرفین قرارداد، بازیکن حرفه­ای و باشگاه ورزشی فوتبال هستند که مطابق قواعد عمومی باید دارای اهلیت قانونی برای تنظیم قرارداد باشند. این قرارداد الزام آور است و جز با توافق دو طرف یا به‌موجب دلیل موجه قابل‌فسخ نیست. هم‌چنین طرفین می‌بایست در اجرای قرارداد حسن نیت داشته باشند. در این نوشته ابتدا ماهیت قرارداد در حقوق ایران و سپس شرایط اعتبار این قرارداد در مقررات داخلی و بین‌المللی بررسی خواهد شد.

تشکیلات قضایی اسلامی و پیشنهاد تنوع دادگاه

دوره 1، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 75-105

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720996

محمد جعفری هرندی

چکیده جهان امروز نسبت به گذشته دچار دگرگونی­ها و تحولات فراوانی گشته است. بسیاری از امور مأنوس در نزد انسان دیروز، امروز با رویه­ای کاملاً متفاوت صورت می­پذیرد. نحوۀ قضا و داوری اسلامی، بخشی از احکام فقهی است که هنوز تحولی در آن صورت نگرفته است. پرسش ما در این مقاله این است که آیا با عنایت به تحولات عصری، نیازی به تغییر در شیوۀ امر قضا و تشکیلات قضایی اسلامی وجود دارد؟
در پاسخ به این سؤال نویسنده بر آن است تا با در نظر گرفتن مبانی دینی و به‌خصوص مشروع بودن قاضی تحکیم فی‌الجمله و تفکیک داوری در حقّ­الله و حقّ­الناس در مسائل فقهی و با طرح این موضوع که حقوق اجتماعی امری سوای حقّ­الله می‌باشد، اثبات نماید که می‌توان دادگاه‌های متنوعی به اقتضای دعاوی مطروحۀ مبتنی بر هر یک از: حقوق شخصی افراد، حقّ­جامعه و حقّ­الله ، تعریف کردکه قاضیان رسیدگی کننده به دو نوع حقوق نخست را مردم بر می‌گزینند و برای رسیدگی به حق‌الله و آنچه در مرز آن قرار می‌گیرد از قاضی منصوب از سوی حاکم استفاده خواهد شد.

مبانی «اصل بی قید و شرط بودن تعهدات اسناد تجاری» در فقه و حقوق ایران

دوره 1، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 106-128

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720999

فرزانه کریمی، اکرم صفیری

چکیده رسالت اسناد تجاری در معاملات و روابط اقتصادی آن است که جایگزینی مناسب برای پول نقد در پرداخت ها بوده و همگام با گردش سهل، سریع و ایمن، حقوق دارنده خود را نیز تضمین نماید. تحقق این مهم، در صورتی امکان پذیر خواهد بود که تعهدات امضاکنندگان این اسناد به طور مطلق و منجز واقع گردد و منوط به امری دیگر نباشد. ضرورت هایی که «بی قید و شرط بودن تعهدات موضوع اسناد تجاری» را ایجاب می نماید، به عنوان مبانی اصل مزبور لحاظ می گردد که در این مقاله، در دو بخش «ضرورت­های حقوقی» _ ضرورت جایگزینی اسناد تجاری به جای پول نقد، ضرورت تأمین سرعت، سهولت و امنیت در گردش اسناد تجاری، ضرورت حمایت از حقوق دارنده اسناد تجاری_ و «ضرورت­های فقهی» _ مصلحت حفظ مال، منع اختلال در نظام اقتصادی_ بررسی خواهد شد.  

بررسی فقهی و حقوقی حکم شروط ضمن عقد پس از اقاله

دوره 1، شماره 1، بهار 1403، صفحه 95-112

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720227

سید محمد هادی ساعی، مریم ثقفی

چکیده اقاله تراضی طرفین بر انحلال عقد است. این امر منجر به زوال آثار عقد و تعهدات ناشی از آن می­گردد. اما این امر مربوط به آینده است؛ لذا همچون بطلان عقد نبوده، اثر قهقرایی ندارد و در نتیجه به آثار قبل از اقاله خدشه­ای وارد نمی­کند. این نکته­ای است که برخی به آن توجه نکرده­اند و در تبیین سرنوشت شروط ضمن عقد پس از اقاله، حکم به سقوط تمامی شروط اعم از صفت، فعل و نتیجه نموده­اند؛ همچنانکه قانون مدنی نیز پیرو همین نظر در مادۀ 246 شروط ضمن عقد پس از اقاله را محکوم به بطلان می­نماید. در حالی‌که احکام و آثار هر یک از شروط ضمن عقد متفاوت بوده و حکم مادۀ 246 در تمام آنها جاری نیست. به این ترتیب که شرط صفت موضوعاً خارج از بحث ماده مزبور بوده و نه تنها باطل نمی­شود بلکه به تبع مورد معامله به مالک اولیه باز می­گردد. شرط نتیجه نیز به دلیل ماهیت ویژه­ای که دارد به محض عقد محقق می‌شود و قابل اسقاط و بطلان نیست. در این میان صرفاً شرط فعل اعم از مثبت و منفی است که به موجب اقاله باطل می­گردد ولیکن آثاری بر جای می­گذارد که قابل تحلیل است. 

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان