نشریه فقه و حقوق خصوصی در ارزیابی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (سال ۱۴۰۳) حائز رتبه ب شده است.

 

 

 

نشریه فقه و حقوق خصوصی به صورت فصلنامه منتشر می‌شود و مقالات عرصه فقه و حقوق خصوصی را می‌پذیرد.

 با توجه به وجود جنبه‌های میان رشتگی در عرصه فقه و حقوق، مجله از  مقالات میان رشتگی نیز استقبال می‌کند.

سال آغاز انتشار: ۱۴۰۳

کشور محل انتشار: ایران

ناشر: دانشگاه شهید مطهری

نوع مقالات قابل انتشار: پژوهشی 

 وضعیت انتشار: الکترونیکی

زبان نشریه: فارسی (چکیده انگلیسی)

میزان مشابهت: حداکثر ۱۵ درصد بر اساس سامانه سمیم نور

نوع داوری: داوری بدون نام و حداقل دو داور

مدت‌زمان بررسی اولیه: دو هفته

زمان داوری: ۱ تا ۳ ماه

روش مأخذنویسی: APA ویرایش هفتم (2020)

ایمیل نشریه: jpl.info@motahari.ac.ir

هزینه داوری و پذیرش نهایی: داوری ۳٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال، پذیرش نهایی ۸٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال

وضعیت دسترسی به متن کامل مقالات: دسترسی باز و دریافت رایگان

قبل از ارسال مقاله حتماً بخش راهنمای نویسندگان مطالعه شود تا داوری مقاله با سرعت انجام پذیرد. حتماً کاربرگ مربوط به مشخصات نویسندگان، عدم تعارض منافع و تعهدنامه نویسندگان تکمیل و فایل آن ارسال شود.

 

نظریۀ تأثیرگذاری اندیشه‌های سید محمدکاظم یزدی بر قانون مدنی ایران: تحلیل تاریخی و متنی

صفحه 1-26

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.2089410.1049

محمد مهریار، احسان بروجردی

چکیده قانون مدنی ایران، اگرچه در قالب یک نظام حقوقی مدرن تدوین شده، در بنیان خود پیوندی عمیق با فقه امامیه دارد و فهم دقیق بسیاری از مواد آن بدون شناخت مبانی فقهی مؤثر در فرایند تقنین امکان‌پذیر نیست. در این میان، نقش سید محمدکاظم طباطبائی یزدی و کتاب العروة الوثقى در شکل‌گیری برخی از احکام و ساختارهای قانون مدنی، با وجود اهمیت آن، کمتر به‌صورت مستقل و روشمند مورد مطالعه قرار گرفته است. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی میزان و شیوه اثرگذاری آرای فقهی سید یزدی بر تدوین قانون مدنی ایران و تبیین آثار این تأثیر در تفسیر مواد قانونی است. اهمیت این بحث از آن جهت است که تدوین قانون مدنی در فضایی صورت گرفت که بخش مهمی از تدوین‌کنندگان آن به جریان مشروطه‌خواه تعلق داشتند، در حالی که سید طباطبائی یزدی در فضای سیاسی آن دوره در شمار مخالفان مشروطه شناخته می‌شد؛ با این حال، نفوذ علمی و مرجعیت فقهی وی به اندازه‌ای گسترده بود که آرای او در بخش‌هایی از قانون مدنی انعکاس یافت. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر مطالعه تطبیقی میان مواد قانون مدنی و متون فقهی، به‌ویژه العروة الوثقى، صورت گرفته است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که برخی مواد قانون مدنی پیشینه‌ای روشن در متون مشهور فقهی پیش از سید یزدی ندارند و نخستین صورت‌بندی منقح آنها در العروة الوثقى دیده می‌شود؛ همچنین در شماری دیگر از مواد، قانونگذار با گزینش تعابیری انعطاف‌پذیر، کوشیده است میان دیدگاه مشهور فقها و تحلیل خاص سید یزدی جمع نماید. بر این اساس، مقاله نتیجه می‌گیرد که در موارد احراز تأثیر، رجوع به العروة الوثقى و مبانی فکری سید یزدی می‌تواند در کشف مراد قانونگذار و تفسیر دقیق‌تر مواد قانون مدنی نقش مؤثری ایفا کند.

مسئولیت مدنی ناشی از خطای الگوریتم در پلتفرم‌های توصیه محتوا

صفحه 27-50

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.2071884.1005

سیدعلی میرلوحی، مرتضی چیت سازیان

چکیده گسترش روزافزون پلتفرم‌های دیجیتال، الگوریتم‌های توصیه محتوا را به بازیگران اصلی در شکل‌دهی به تجربیات آنلاین کاربران تبدیل کرده است. این الگوریتم‌ها با هدایت هدفمند کاربران به سوی محتواهای خاص، می‌توانند موجب ورود آسیب‌های مادی، معنوی و جسمی شوند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین مبنای مسئولیت مدنی و تعیین شخص مسئول در فرض ورود ضرر به کاربر در اثر توصیه محتوای آسیب‌زا توسط الگوریتم است. این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع فقهی و حقوقی استدلال می‌کند که پلتفرم‌ها به دلیل نقش فعال و ویرایشگرانه الگوریتم‌هایشان، از جایگاه «واسط بی‌طرف» خارج شده و در جایگاه «سبب» ورود ضرر قرار می‌گیرند. فرضیه اصلی آن است که قاعده فقهی «تسبیب» به عنوان سبب اقوی، مناسب‌ترین مبنا برای اثبات مسئولیت مدنی مالک پلتفرم است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که مسئولیت اصلی متوجه مالک پلتفرم است که از این فناوری منتفع شده و کنترل آن را در دست دارد. در نهایت، پیشنهادهای تقنینی و اجرایی برای شفاف‌سازی مسئولیت پلتفرم‌ها و حفاظت از حقوق کاربران ارائه می‌گردد.

مقایسه حقوقی-اقتصادی تعهدات بانکهای پیشگام و عامل در تسهیلات سندیکایی در حقوق ایران و حقوق انگلیس:

صفحه 51-78

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.2073534.1007

حمیدرضا بهروزی زاد

چکیده امروزه جذب سرمایه نقش مهمی را در توسعه اقتصادی کشورها ایفا می نماید. بنابراین چگونگی جذب سرمایه یکی از مباحث مهم اقتصادی –حقوقی امروز است. یکی از تدابیر مهم جذب سرمایه روش تسهیلات سندیکایی می باشد که از اواسط قرن بیست میلادی در کشورهای پیشرفته دنیا به کار گرفته شده و امروزه روشی مناسب برای تامین سرمایه پروژه های کلان است. همچنین درچند سال اخیر رشد فزاینده ای که این نوع تامین سرمایه در کشورمان داشته است این امر ایجاب می نماید که مباحث حقوقی و اقتصادی آن تحلیل و بررسی شود و یکی از مهمترین مباحث آن تعهدات و مسئولیتهای دو نهاد مهم یعنی بانک پیشگام و بانک عامل است.در این مقاله به روش تحلیلی توصیفی، این موضوع را در حقوق ایران بررسی نموده و سپس با حقوق انگلیس تطبیق کرده و شباهتها و تفاوتهای مسئولیتهای بانک پیشگام و بانک عامل را در بین دو نظام حقوقی ایران و انگلیس بیان شده و نواقصی که در حقوق ایران با توجه به نوپا بودن این نهاد لازم است برطرف شود احصاء شد.لازم به ذکر است در توصیف مسئولیت قراردادی و مدنی در حقوق ایران و حقوق انگلیس اختلافات فاحشی وجود دارد که پیشنهاد شد مبنای مسئولیت در حقوق ایران در خصوص تعهدات سندیکایی مسئولیت محض باشد همان گونه که امروزه نظریه غالب در نظام مسئولیت مدنی می باشد.

امکان‌سنجی اجارة نام دامنة اینترنتی از منظر فقه و حقوق موضوعة ایران

صفحه 79-100

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.2088895.1047

محسن شفیعی، فاطمه رحمت آبادی

چکیده نام دامنة اینترنتی به‌عنوان یکی از پدیده‌های نوظهور در عصر دیجیتال، علی‌رغم کاربرد گسترده در تجارت الکترونیک، همچنان از حیث ماهیت حقوقی و موضوعیت در عقود سنتی، خصوصاً عقد اجاره، با ابهاماتی مواجه است. این پژوهش که با روش انتقادی - تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای صورت گرفته، درصدد پاسخ به این پرسش است که آیا نام دامنة اینترنتی قابلیت اجاره دارد یا خیر؟ یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که با تفکیک «موضوع» و «مورد» عقد اجاره و با پذیرش نظریة مرکّب مبتنی بر «تناظر» در ماهیت نام دامنه، می‌توان آن را مالی تلقّی کرد که دارای منافع قابل بهره‌برداری تدریجی و باثبات است. براین‌اساس، با استناد به ادلّة عامّ فقهی همچون اطلاق ادلّه صحّت اجاره و قاعده تسلیط و با پاسخ به چالش‌های احتمالی نظیر فقدان عینیت و غرر از طریق تبیین «اجاره حق»، اجارة نام دامنة اینترنتی از نظر فقهی و حقوقی معتبر و جایز است. نتیجه آنکه قواعد عمومی اجاره قابلیت انطباق بر حقوق مالی ناشی از نام دامنه را داشته و نیاز به تنظیم مقرّرات خاص در این زمینه احساس می‌شود.

تعدیل اجاره‌بها در شرایط تورم جهشی: تحلیل فقهی-حقوقی تعارض میان لزوم عقد و عدالت معاوضی

صفحه 101-126

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.2090191.1052

عارف بشیری، مژگان داودی

چکیده اصل بر لزوم قراردادهاست و اجاره نیز عقدی لازم محسوب می‌شود؛ بااین‌حال، در پاره‌ای از موارد، پدیده‌ای پیش‌بینی‌نشده مانند تورم جهشی می‌تواند تعادل اقتصادی عوضین را به‌گونه‌ای دگرگون سازد که ادامه اجرای قرارداد برای یکی از طرفین با دشواریِ مفرط (عسر و حرج) همراه گردد. مسأله اصلی این پژوهش، تحلیل مبانی تعدیل اجاره‌بها در شرایط تورمی و نسبت آن با اصل لزوم است. در این جستار، با روش توصیفی-تحلیلی، ضمن بازخوانیِ ماهیتِ فقهیِ پول با تکیه بر نظریه‌ی «مالیت اعتباری» موردِ تأکیدِ فقیهانِ معاصری چون آیت‌الله موسوی بجنوردی، قواعدِ ثانویه ازجمله «نفی عسر و حرج»، در کنارِ ظرفیت‌هایِ «شرطِ ضمنیِ تعادل» و اختیاراتِ حاکم در «منطقة‌الفراغ» با الهام از مبانیِ فقهیِ امام خمینی(ره) در باب مصلحتِ نظام واکاوی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که تورم جهشی، بیش از آنکه در قلمرو فورس‌ماژور قرار گیرد، با مفهوم دشواری مفرط (هاردشیپ) قابل تحلیل است و درصورت ایجاد عسر و حرج، قواعد ثانویه امکان تعدیل قضایی یا قانونی قرارداد را فراهم می‌آورند. شرط ضمنی، بنای عقلایی و اختیاراتِ حاکم نیز نقش تکمیلی در توجیه این مداخله دارند. نوآوری پژوهش، با هدفِ ضابطه‌مند کردنِ مداخلاتِ قضایی، طراحیِ «الگوی پلکانیِ چهارمرحله‌ای» (شامل ریسک عرفی، بازتوافق، تعدیل قضایی، و مداخله اضطراری حاکم) است که چارچوبی عملیاتی برای گذار از تقابل میان لزومِ مطلقِ قرارداد و مداخلاتِ موردیِ فاقدِ ضابطه ارائه می‌دهد.

تحلیل انتقادی رویه قضایی در خصوص لزوم تصریح قراردادی حق فسخ ناشی از تخلف: گذار از حکم قراردادی به حکم قانونی با تأکید بر سازوکار فسخ الکترونیک

صفحه 127-142

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.2083976.1034

سید مصطفی مومنی

چکیده رویه غالب محاکم حقوقی ایران بر این اصل استوار شده است که اعمال حق فسخ ناشی از تخلف متعهد، منوط به پیش‌بینی صریح این ضمانت‌اجرا در متن قرارداد است. این مقاله با روش تحلیلی- انتقادی و با استناد به مبانی حقوق مدنی و اصول حاکم بر قراردادها، نشان می‌دهد که این رویه، مستلزم خلط میان «ضمانت‌اجرای قراردادی» و «ضمانت‌اجرای قانونی» است. خیارات به عنوان یکی از مهم‌ترین راه‌های انحلال عقود لازم، عمدتاً به حکم قانون (مواد ۳۹۶ به بعد قانون مدنی) ایجاد می‌شوند و نیازی به تصریح در قرارداد ندارند، مگر در مورد خیار شرط. شرط قراردادی، نقش تأکیدی یا تحدیدی دارد. استدلال می‌شود که مسئولیت ناشی از تخلف قراردادی، به‌ویژه در مواردی که با قواعد آمره، نظم عمومی یا اصولی چون قاعده لاضرر مرتبط است، ذاتی ماهیت تعهد است و منوط به شرط تصریح نیست. ظهور سازوکار نوین «فسخ الکترونیک» در آیین‌نامه ماده ۳ قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول (۱۴۰۳)، که اعمال حق فسخ را در شرایط خاص و بدون رسیدگی قضایی ممکن می‌سازد، مؤید همین تمایز است: این سازوکار برای مواردی کاربرد دارد که حق فسخِ «قراردادی» به طور صریح و مشروط درج شده است، در حالی که خیارات قانونی، همچنان نیازمند اثبات در مراجع قضایی و صدور حکم «تاسیسی» هستند. این مقاله در نهایت پیشنهاد می‌کند که رویه قضایی باید با تمایز نهادن میان منشأ قراردادی و قانونی حق فسخ، از انکار حقوق ذاتی متضررین ناشی از تخلفات اساسی خودداری کند و به تفسیری همسو با مبانی قانون مدنی و انصاف بازگردد.

مبانی عقلی منجزیت علم اجمالی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 مهر 1405

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.741919

سید ابوالقاسم نقیبی، محمدحسین سهیلی

چکیده تبیین مبانی صحیح منجزیت علم اجمالی ضمن دو بخش مجزّی قابل پیگیری است: اول، منجزیت علم اجمالی از لحاظ عقلی یعنی با صرف نظر از جریان اصول عملی ترخیصی شرعی. دوم، منجزیت علم اجمالی از لحاظ شرعی و با نظر به جریان آن اصول. مقالۀ حاضر متکفل بررسی بخش اول است. بدین‌منظور، حرمت مخالفت قطعی و وجوب موافقت قطعی جداگانه مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این بحث مشخص می‌شود با وجود اینکه حرمت مخالفت قطعی به سادگی قابل اثبات است؛ ولی اثبات وجوب موافقت قطعی تنها دو راه معقول دارد: اول، قاعدۀ اشتغال است که تنها بر اساس نظریۀ محقق عراقی در تفسیر علم اجمالی قابل استناد است. دوم، منجزیت احتمال تکلیف در هر یک از اطراف علم اجمالی است که تنها بر اساس انکار قاعدۀ قبح عقاب بلابیان صحیح خواهد بود. هم‌چنین در این مقاله به شبهات مخالفین حرمت مخالفت قطعی و وجوب موافقت قطعی و به نقض شهید صدر به قاعدۀ قبح عقاب بلابیان، پاسخ داده خواهد شد.

بررسی فقهی و حقوقی مفهوم حق و حکم

دوره 1، شماره 1، بهار 1403، صفحه 5-38

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720220

سید علیرضا فروغی

چکیده حق در اصطلاح فقهی دارای دو معناست: نخست، حق در معنای عام که شامل ملک، حکم و حق به معنای خاص می‌باشد. شاهد این مدعا مواردی نظیر حقّ ابوت، حقّ ولایت برای حاکم، حقّ وصایت، حقّ حضانت و نظایر آن است که گرچه در لسان اخبار و کلمات فقها از آن به حق تعبیر شده لکن همه از مصادیق حکم است.  دوم، حق به معنای خاص که در مقابل ملک و حکم است. لذا توجه داده شده فقهایی که حق را در مقابل ملک و حکم می‌دانند مقصودشان از حکم، حکم تکلیفی است و از آن با تعبیر حکم شرعی و خطاب شارع نیز یاد می‌کنند اما در صورتی که ما حکم را به معنای عام آن، اعم از تکلیفی و وضعی، بدانیم روشن است که حق (به مانند ملک) از اقسام حکم وضعی بوده و به این اعتبار حکم اعم از حق به معنای خاص- معنای دوم - می­شود.
بر این اساس، زمانی که حق با حکم مقایسه می­شود معنای اخص این دو، مورد نظر بوده و لذا هرگاه در فقه سخن از آثار و ویژگی­های حق، نظیر قابلیت اسقاط، نقل و انتقال می­رود مقصود آن است که حق به عنوان حکم وضعی و اعتبار عقلایی مستقل دارای این آثار است و در مقابل حکم تکلیفی فاقد این ویژگی­هاست.
در این مقاله دربارۀ رابطۀ حکم تکلیفی و حکم وضعی و بیان نظرات اصولیان و نظر مختار نیز بحث و بررسی شده است. هم‌چنین در مورد اینکه ملاک و ضابط تشخیص حق از حکم چیست و در آخر اینکه هرگاه در موردی شک شود که از حقوق است یا احکام، مقتضای قاعده و اصل چیست؟ در این‌صورت مقتضای قاعده و در صورت فقدان آن مقتضای اصل عملی چیست؟

بررسی فرآیند تصفیۀ بانک‌های ورشکسته (مطالعۀ تطبیقی در حقوق امریکا و ایران)

دوره 1، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 47-74

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720993

خدیجه شیروانی، محمد عیسائی تفرشی

چکیده توجه به ورشکستگی بانک­ها و تأثیرات بسیار منفی آن در اقتصاد کشور، از بحران بزرگ اقتصادی که در سال 1929 در امریکا شروع شد و پس از آن به تمام دنیا سرایت کرد، آغاز شد و قانون‌گذاران به این نتیجه رسیدند که مقررات عام ورشکستگی شرکت­های تجاری برای رسیدگی به ورشکستگی بانک­ها ــ که شرکت تجاری محسوب می­شوندــ کفایت نمی­کند. بر این اساس، در ایالات متحدۀ امریکا سعی شده است با توجه به نقش بانک­ها در اقتصاد کشور و تفاوت­هایی که با سایر شرکت‌های تجاری دارند، مقررات خاصی برای ورشکستگی آنها در نظر بگیرند. در این کشور نظام حقوقی حاکم بر ورشکستگی بانک­ها به «Resolution Regime» معروف است که به «گزیر یا حل و فصل» ترجمه شده است. مهم­ترین اهداف این نظام عبارتند از پیشگیری از اختلال­های زنجیره‌ای در نظام مالی کشور، ادامه یافتن خدمات کلیدی بانک­ها و عدم تحمیل عواقب ورشکستگی این بنگاه­ها بر دولت و مؤدیان مالیاتی.
در حقوق ایران نظام ورشکستگی بانک­ها به طور کامل از نظام ورشکستگی شرکت­ها جدا نیست و در صورتی که بانکی ورشکست گردد، مقررات قانون تجارت در زمینۀ ورشکستگی مقررات عام، و سایر مقررات پولی و بانکی خاص محسوب می­شوند. و در نتیجه، در صورت سکوت مقررات خاص، مقررات عام قانون تجارت در زمینۀ ورشکستگی اعمال می­گردند. در حقوق امریکا تصفیه، آخرین روش برخورد با بانک ورشکسته است، در حالی که در حقوق فعلی ایران با توجه به اینکه روش جایگزینی برای تصفیه وجود ندارد، به محض صدور حکم ورشکستگی، بانک وارد فرآیند تصفیه می‌شود.

حق‌تقدم در پذیره‌نویسی سهام جدید شرکت‌های سهامی در حقوق ایران و امریکا

دوره 1، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 129-161

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.723566

عبدالرضا اسدی آقبلاغی

چکیده حق‌تقدم در پذیره‌‌نویسی سهام جدید شرکت همان حق اولویت سهام‌داران قبلی است که واجد ماهیت حقوقی خاص است. منبع حق‌تقدم در حقوق ایران، قانون  و در حقوق امریکا، اساسنامه است. در حقوق این دو کشور حق‌تقدم، حق مالی قابل نقل وانتقال است. انتقال این حق در بورس یا خارج از آن صورت می‌گیرد و تابع محدودیت‌های سهام‌داران در انتقال سهم خود است. حق‌تقدم مشابه اموال منقول نزد ثالث توقیف می‌گردد و بدون تشریفات توقیف و مزایده فوراً و با تصویب دادگاه به فروش می‌رسد. در حقوق ایران حق‌تقدم از قواعد آمره و از حقوق غیر قابل الغای شرکای سابق است و مطابق اساسنامه نمی‌توان آنان را از این حق محروم کرد بلکه سلب حق‌تقدم تنها در اختیار و صلاحیت مجمع عمومی فوق‌العاده می‌باشد که باید مستدل و موجه و از موارد حادث و غیرقابل پیش‌‌بینی از قبل باشد و در گزارش هیأت مدیره و بازرسان شرکت علل و جهات اتخاذ تصمیم منعکس شود. اما در حقوق امریکا، حق‌تقدم یک قاعده تکمیلی است و سهام‌داران درصورتی حق‌تقدم خواهند داشت که در اساسنامه لحاظ شده باشد. چنانچه در اساسنامه چنین حقی برای سهام‌داران در نظر گرفته نشده باشد آنها به موقع افزایش سرمایه و صدور سهام جدید حق‌تقدم نخواهند داشت مگر اینکه اساسنامه اصلاح شود.

بررسی فقهی و حقوقی حکم شروط ضمن عقد پس از اقاله

دوره 1، شماره 1، بهار 1403، صفحه 95-112

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720227

سید محمد هادی ساعی، مریم ثقفی

چکیده اقاله تراضی طرفین بر انحلال عقد است. این امر منجر به زوال آثار عقد و تعهدات ناشی از آن می­گردد. اما این امر مربوط به آینده است؛ لذا همچون بطلان عقد نبوده، اثر قهقرایی ندارد و در نتیجه به آثار قبل از اقاله خدشه­ای وارد نمی­کند. این نکته­ای است که برخی به آن توجه نکرده­اند و در تبیین سرنوشت شروط ضمن عقد پس از اقاله، حکم به سقوط تمامی شروط اعم از صفت، فعل و نتیجه نموده­اند؛ همچنانکه قانون مدنی نیز پیرو همین نظر در مادۀ 246 شروط ضمن عقد پس از اقاله را محکوم به بطلان می­نماید. در حالی‌که احکام و آثار هر یک از شروط ضمن عقد متفاوت بوده و حکم مادۀ 246 در تمام آنها جاری نیست. به این ترتیب که شرط صفت موضوعاً خارج از بحث ماده مزبور بوده و نه تنها باطل نمی­شود بلکه به تبع مورد معامله به مالک اولیه باز می­گردد. شرط نتیجه نیز به دلیل ماهیت ویژه­ای که دارد به محض عقد محقق می‌شود و قابل اسقاط و بطلان نیست. در این میان صرفاً شرط فعل اعم از مثبت و منفی است که به موجب اقاله باطل می­گردد ولیکن آثاری بر جای می­گذارد که قابل تحلیل است. 

ماهیت و شرایط اعتبار قرارداد انتقال بازیکن حرفه ای

دوره 1، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 98-128

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.722987

سید حمیدرضا موسوی پور

چکیده قرارداد انتقال بازیکن حرفه­ای مهم‌ترین قرارداد در حوزۀ ورزش فوتبال است. به‌موجب این قرارداد بازیکن متعهد است در مدت معین برای باشگاه معین در مقابل مبلغ مشخص بازی کند. انعقاد و انحلال این قرارداد تابع مقررات بین‌المللی و داخلی ویژه­ای است که متمایز از شرایط عمومی سایر قراردادهاست. این قرارداد مانند قرارداد اجارۀ اشخاص، قرارداد عهدی است و پس از امضای طرفین لازم می‌شود. طرفین قرارداد، بازیکن حرفه­ای و باشگاه ورزشی فوتبال هستند که مطابق قواعد عمومی باید دارای اهلیت قانونی برای تنظیم قرارداد باشند. این قرارداد الزام آور است و جز با توافق دو طرف یا به‌موجب دلیل موجه قابل‌فسخ نیست. هم‌چنین طرفین می‌بایست در اجرای قرارداد حسن نیت داشته باشند. در این نوشته ابتدا ماهیت قرارداد در حقوق ایران و سپس شرایط اعتبار این قرارداد در مقررات داخلی و بین‌المللی بررسی خواهد شد.

نظریة سقوط تعهدات منشأ با امضای اسناد تجارتی

دوره 1، شماره 1، بهار 1403، صفحه 113-129

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720235

سمیه احمدی مجدآبادی فراهانی، علیرضا عالی پناه

چکیده با صدور سند تجاری و تسلیم آن، پرداخت صورت نمی­گیرد یا تعهد قبلی ساقط نمی‌شود، بلکه با وصول سند تجاری است که هم تعهد ناشی از سند تجاری ایفا می­شود و هم تعهد منشأ ساقط می­شود. با وجود اینکه سند تجاری طبق وصف تجریدی خود ایجاد تعهد می­کند، اصل بر بقای تعهد منشأ است تا زمانی که سند تجاری پرداخت شود. 
  بین حقوق‌دانان ما در این مورد تقریباً اتفاق نظر وجود دارد و این اصل در بسیاری از نظام­های حقوقی نیز پذیرفته شده است، با وجود این، نظریه دیگری نیز وجود دارد مبنی بر اینکه با صدور سند تجاری و تسلیم آن به طلبکار، تعهد منشأ ساقط می­گردد.  قائلین به این دیدگاه به «وصف جایگزینی سند تجاری» قائلند. آنان اگرچه قبول دارند که سند تجاری تعهد به پرداخت است نه پرداخت، اما معتقدند که تعهد ناشی از سند تجاری، جایگزین تعهد اصلی می­گردد و در واقع در اینجا نوعی تبدیل تعهد صورت می‌گیرد.

تحلیلی پیرامون شرط فاسخ با استفاده از ادلۀ بیع شرط در حقوق ایران و فقه امامیه

دوره 1، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 5-23

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720554

علیرضا آبین

چکیده در تفسیری موسّع از شرط فاسخ، می­توان آن ­را شرطی دانست که تحقق آن، تعهد یا تعهدات موجود فی­مابین متعهد و متعهدٌله را از بین ­برده، قرارداد یا سایر پدیده­ های حقوقی مشابه آن‌را از ابتدا (با اثر قهقرایی) منفسخ ­می­ گرداند. در قوانین موجود داخلی، پیرامون حکم شرط فاسخ نص قانونی صریحی وجود ندارد و همین عامل موجب ارائۀ استدلال­ های متفاوتی از سوی صاحب‌نظران حقوقی شده است. علاوه براین، در عرصۀ‌ فقهی رویکرد فقیهان امامیه نسبت به این تأسیس حقوقی یکسان نبوده، به‌طوری‌که برخی آن را بنا بر ادلّه‌ای نظیر قاعدۀ منجزیت شروط، منافات شرط فاسخ با مقتضای ذات عقد و عدم مُشرّعیّت ادلّۀ شروط، مبتلا به اشکال دانسته‌اند. در مقابل، عده‌ای دیگر بنابر قول به مُشرّعیّت ادلّۀ شروط، قائل به صحت نهاد شرط فاسخ شده‌اند. در این نوشتار ضمن نقد و تحلیل دیدگاه­ها و استدلال ­های متهافت صاحب­نظران، در نهایت دیدگاه برگزیده خویش مبنی بر امکان سنجی صحت و استعمال چنین تأسیسی در حقوق ایران و فقه امامیه را ارائه کرده و صحت حقوقی کاربرد آن­ را از «انضمام مواد 232و233 قانون مدنی به مواد10و975 همان قانون» به‌دست داده‌ایم. وانگهی، به­ نظرمی­رسدکه عمومات ادله شروط حکایت از مُشرعیّتِ شروط در ایجاد یا اعدام آثار حقوقی دارند.

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان