نشریه فقه و حقوق خصوصی در ارزیابی وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری (سال 1403)  حائز رتبه ب شده است. 

 

 

 

نشریه فقه و حقوق خصوصی به صورت فصلنامه منتشر می شود و مقالات عرصه  فقه و حقوق خصوصی را می پذیرد.

 با توجه به وجود جنبه های میان رشتگی در عرصه فقه و حقوق، مجله از  مقالات میان رشتگی نیز استقبال می کند.

سال آغاز انتشار: 1403

کشور محل انتشار: ایران

ناشر: دانشگاه شهید مطهری

نوع مقالات قابل انتشار: پژوهشی 

 وضعیت انتشار:  الکترونیکی

زبان نشریه: فارسی (چکیده انگلیسی)

میزان مشابهت: حداکثر 15 درصد بر اساس سامانه سمیم نور

نوع داوری: داوری بدون نام و حداقل دو داور

مدت زمان بررسی اولیه: دو هفته

زمان داوری:  1 تا 3  ماه

روش مأخذنویسی: APA ویرایش هفتم (2020)

ایمیل نشریه: jpl.info@motahari.ac.ir

هزینه داوری و پذیرش نهایی: داوری 3000000 ریال، پذیرش نهایی 8000000 ریال

وضعیت دسترسی به متن کامل مقالات: دسترسی باز و دریافت رایگان

قبل از ارسال مقاله حتما بخش راهنمای نویسندگان مطالعه شود تا داوری مقاله با سرعت انجام پذیرد. حتما کاربرگ مربوط به مشخصات نویسندگان، عدم تعارض منافع  و  تعهدنامه نویسندگان تکمیل و فایل آن ارسال شود.

 

 

شیوه مطالبه کاهش ارزش ثمن پولی با تاکید بر رای وحدت رویه شماره ۸۱۱ دیوان عالی کشور

صفحه 5-24

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.2079354.1021

محمدرضا سلیمانی ساردو، سید ابوالقاسم نقیبی، سید علیرضا فروغی، محمد بهرامی خوشکار

چکیده در ضمان درک هرگاه ثمن معامله از جنس وجه رایج و پول باشد و معامله در اثر رد مالک باطل شود، بایع مدیون ثمن پولی می‌باشد و با عنایت به افزایش تورم در کالاهای اساسی و غیر اساسی و به تناسب، کاهش چشمگیر ارزش پول ملی و قدرت خرید مردم، کاهش ارزش ثمن پولی مزبور مضمون است.
نحوه جبران کاهش ارزش ثمن پولی در رویه قضایی متشتت و آرای متفاوتی از محاکم دادگستری صادر شده به ‏گونه‌ه‏ای که برخی از محاکم قائل به جبران کاهش ارزش ثمن پولی بر اساس شاخص عمومی تورم که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می‌شود و برخی قائل به جبران کاهش ارزش ثمن پولی بر اساس شاخص تورم موضوعی و بخشی هستند.
به‏ هرحال دیوان عالی کشور در سال 1400 در رأی وحدت رویه شماره 811 جبران کاهش ارزش به‏ صورت تورم موضوعی را برگزید و به نظر می‌‏رسد جبران کاهش به‏ صورت موضوعی با همان توضیحی که در رأی وحدت رویه آمده است صحیح است. منتها روش مزبور مختص به مواردی است که بطلان در آن‏ها به جهت مستحق للغیر درآمدن مبیع یا به جهتی هم سو با آن باشد.

بازنگری در مبانی ماده ۳۳۸ قانون مدنی و تحلیل امکان شمول آن بر رمزارزها

صفحه 25-58

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.2076653.1016

جواد سلطانی‌فرد، سید امید موسوی، رضا علیزاده

چکیده این پژوهش به بررسی این پرسش می‌پردازدکه آیا رمزارزها با تعریف بیع درماده ۳۳۸ قانون مدنی، یعنی «تملیک عین به عوض معلوم» انطباق دارند یا خیر.مسئله از آن‌جا اهمیت می‌یابد که ظاهر ماده مزبور با تکیه بر قید «عین» شمول بیع نسبت به بسیاری از اموال غیرمادی نوپدید، از جمله رمزارزها را با تردید مواجه می‌سازد. پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع فقه امامیه، حقوق مدنی و برخی شواهد تقنینی، مبنای تاریخی ورود قید «عین» درتعریف بیع و ادله موافقان و مخالفان اشتراط عین‌بودن مبیع را بررسی کرده و امکان انطباق رمزارزها با ماده ۳۳۸ را می‌سنجد. یافته‌ها نشان می‌دهد: نخست، باتوجه به اینکه معاملات غالباً از امور امضایی‌اند و دلیل معتبر شرعی بر انحصار مبیع در اعیان وجود ندارد درعرف معاملاتی-همسو با شواهدی از کاربرد واژه بیع دربرخی آیات و روایات درباره منافع وحقوق- آنچه در مبیع برجسته است «مال‌بودن» و قابلیت انتساب آن به دارایی اشخاص است؛ از این‌رو، باتوجه به شناسایی منافع و حقوق مالی به‌عنوان مال، مبیع نمی‌تواند منحصر در اعیان باشد و ذکر «عین» در تعریف بیع بیش از آنکه مقوّم حقیقت آن باشد، متأثر از غلبه معاملات اعیان درگذشته وکوششی برای تمایز بیع ازاجاره است.دوم، حتی برفرض حفظ قید «عین» در ماده ۳۳۸ اختصاص آن به اموال مادی نیز موجه نیست؛زیرا دلیلی بر مضیق کردن مفهوم موسع «عین» به امور صرفاً مادی وجود ندارد و چنین تفسیری با نظام کنونی اموال و شناسایی گسترده دارایی‌های غیرمادی سازگار نیست؛ افزون‌براین، مادی‌انگاری عین بیشتر ریشه در شرایط تاریخی غلبه اعیان محسوس دارد، نه در اقتضای ذاتی مفهوم آن. براین‌اساس، رمزارزها با وجود غیرمادی‌بودن، به اعتبار تشخص، قابلیت انتساب و امکان نقل و انتقال مستقل، واجد نوعی «عینیت الکترونیکی» بوده و می‌توانند در چارچوب تفسیری موسع از«عین» به‌عنوان متعلَّق معین قابل تملیک جای گیرند؛درنتیجه، خریدوفروش آن‌ها دست‌کم از حیث عین‌بودن مبیع با ماده ۳۳۸ قانون مدنی قابل‌انطباق است. در پایان، اصلاح تقنینی ماده مزبور با محوریت «مال» یا دست‌کم تفسیر موسّع از «عین» پیشنهاد می‌شود.

مسئولیت مدنی ناشی از ویرایش دی‌ان‌ای؛ بررسی تطبیقی مبانی و چالش ها

صفحه 59-82

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.2080269.1025

رضا حسین گندمکار، حسن قرونه، نرگس دهقان

چکیده سرعت پیشرفت‌ درفناوری‌های ژنتیکی و روش های ویرایش دی‌ان‌ای، تحولی اساسی در حوزه‌های حقوقی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، پزشکی، کشاورزی و علوم محیطی به وجود آورده است. با این حال، آسیب های حاصل از این نوآوری‌ها، چالش های منحصر به فردی را به‌ ویژه در زمینه مبنای مسئولیت‌ مدنی به همراه دارند. این تحقیق به صورت تحلیلی توصیفی ضمن بررسی اهمیت این موضوع از جنبه ی حقوقی، به‌منظور تدوین و ارائه یک مبنای جامع برای مسئولیت‌ مدنی ناشی از فناوری‌های ویرایش دی‌ان‌ای، مبانی مسئولیت مدنی موجود، از جمله مسئولیت مبتنی بر تقصیر، مسئولیت مبتنی بر فرض تقصیر، مسئولیت محض(فرض مسئولیت) و مسئولیت مطلق را مورد بررسی قرار داده است. لذا این پژوهش پس از تحلیل انتقادی و تطبیقی محدودیت‌های مبانی مسئولیت مدنی ناشی از ویرایش دی‌ان‌ای سیستم‌های حقوقی کنونی و شناسایی چالش‌های موجود، در پی آن است که راهکارهایی را برای اطمینان از پاسخگویی مؤثرتر پیشنهاد داده و رویکردی متعادل ارائه دهد. پس از تلفیق دیدگاه‌های حقوقی و ژنتیکی، یافته‌ها نشان داد که مبانی سنتی مسئولیت مدنی قادر به پوشش کامل پیامدهای بلندمدت و بین نسلی نیستند و ترکیب مسئولیت محض و در موارد خاص مسئولیت مطلق، به عنوان مبنای مناسب، توانایی بیشتری در مدیریت ریسک‌های ناشی از مداخلات ژنتیکی فراهم نموده و راهکارهای نوآورانه‌ای را برای ایجاد تعادل میان پیامدهای بلندمدت این فناوری‌، حفاظت از حقوق فردی و منافع عمومی، با تأکید بر مسئولیت مدنی پیشنهاد می‌دهد.

بازتاب مبانی فقهی و حقوقی شروط غیر منصفانه در قراردادهای آثار ادبی و هنری

صفحه 83-104

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.2076341.1015

فاطمه ذوالفقاری لقب، محسن صادقی

چکیده تعیین ثمن و دستمزد در قراردادهای واگذاری آثار ادبی و هنری به‌دلیل ماهیت معنوی، کیفی و غیرمادی این آثار همواره با ابهام و دشواری‌های فراوانی همراه است؛ به همین دلیل، در فضای عملی این نوع قراردادها، پدیدآورندگان بیش از سایر حوزه‌های معاملاتی با شروط یک‌طرفه و غیرمنصفانه از سوی طرف مسلط اقتصادی مواجه می‌شوند. این پدیده نامتعارف به‌دلیل نبودِ مقررات خاص و حمایتی در نظام حقوقی ایران، موازنه اقتصادی قراردادها را به شدت برهم می‌زند و در درازمدت موجب سرخوردگی و کاهش انگیزه‌های خلاقانه مؤلفان و هنرمندان می‌گردد. این پژوهش با اتکا به روش توصیفی‌تحلیلی و با هدف ارائه چارچوبی منسجم جهت سنجش این شروط، به بررسی ابزارهای حمایتی در فقه و حقوق موضوعه برای مقابله با غیرمنصفانگی قراردادی می‌پردازد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که در فقه امامیه ظرفیت‌های پویایی مانند قاعده لاضرر، اصول موازنه قراردادی، لزوم رعایت عدالت معاوضی و نفی استثمار برای صیانت از حقوق طرف ضعیف عقد وجود دارد؛ در کنار آن، پژوهش حاضر جهت غنای مباحث تطبیقی، نگاهی گذرا نیز به رویکردهای حمایتی فقه عامه در سرکوب شروط جائرانه داشته است. در حقوق موضوعه ایران نیز هرچند قانون خاصی در این زمینه تصویب نشده، اما مقابله با غیرمنصفانگی قراردادی از طریق بازخوانی قواعد عمومی قراردادها و مبانی موجود از جمله نظم عمومی اقتصادی، قاعده لاضرر، نظریه سوءاستفاده از وضعیت اضطرار و به‌ویژه مقررات و ضوابط ضدانحصار امکان‌پذیر است که این مبانی حقوقی می‌توانند مستندِ اعلام بی‌اثری این شروط و بازگرداندن توازن اقتصادی به قراردادهای نشر باشند.

تحلیل فقهی-حقوقی نهاد حق پذیره در اجاره وقفی و تفاوت ماهوی آن با سرقفلی، عقد حکر، حق تقدیمی، حق الارض

صفحه 105-128

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.2087947.1043

محمدتقی شاکر، محسن علیزاده، نسرین رحمانی

چکیده یکی از مصادیق نوپدید اصل حاکمیت اراده در قراردادها، پدیده «حق پذیره» در اجاره موقوفات است که در عمل با مفاهیمی چون سرقفلی، عقد حِکر، حق تقدیمی و حق‌الأرض دارای اشتراکات ظاهری، ولی تفاوت‌های ماهوی عمیقی است. این پژوهش با هدف تحلیل فقهی-حقوقی این نهاد و تمایزگذاری دقیق آن از نهادهای مشابه، به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که حق پذیره در چارچوب اجاره وقفی، با توجه به اصل رضایی بودن عقود در فقه امامیه و حقوق ایران، از مشروعیت برخوردار است؛ اما برخلاف تصور رایج، ریشه تاریخی مستقل و روشنی به مفهوم «حق تقدیمی» یا «تسلیمی» ندارد و نمی‌توان آن را ذیل حق‌الأرض یا عقد حِکر طبقه‌بندی نمود. همچنین با تحلیل دقیق ماهیت، شرایط ایجاد و آثار حقوقی حق پذیره، تمایزات ذاتی آن از سرقفلی (در ابعاد منشأ ایجاد، قابلیت انتقال و رابطه با عین موقوفه) و نیز از حق تقدیمی (در جهت و هدف پرداخت) به وضوح تبیین گردید. در نهایت، بررسی قوانین موضوعه حاکی از آن است که این نهاد، هرچند به صراحت نام‌برده نشده، در چارچوب قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۷۶ و مقررات خاص اوقاف، قابل پذیرش و اعمال است.

معرفی اوراق منفعت به‌عنوان ابزار مالی نوین‌اسلامی و مقایسۀ آن با اوراق اجاره

صفحه 129-152

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.736436

اعظم لشگری یوسفی، معصومه مظاهری

چکیده اوراق بهادار منفعت به‌عنوان یکی از ابزارهای جدید مالی اسلامی است. منتشرکنندگان این اوراق قادر خواهند بود تا با حفظ عین یک دارایی بادوام، منافع و یا خدمات آتی آن را در اختیار دارندگان اوراق قرار دهند و به‌این‌ترتیب دارندگان چنین سرمایه‌هایی قادر خواهند بود با تجمیع سرمایه‌های کوچک با اطمینان از عرضۀ منافع و خدمات آتی به توسعۀ عین و منافع دارایی بپردازند و از سویی دارندگان اوراق با یک برنامۀ هدفمند و قطعاً با هزینه‌ای کم‌تر صاحب منافع و یا خدماتی شوند که در آینده پدید خواهد آمد و در صورت صلاحدید حتی قادر به انتقال آن در بازارهای مالی خواهند بود. از دیگر اوراق اسلامی، اوراق اجاره است. دارندگان این اوراق در حقیقت به‌صورت مشاع مالک عین دارایی هستند که منافع آن بر اساس قرارداد اجاره به بانی و منتشرین این اوراق واگذار می‌شود. برخی به علت شباهت‌های موجود در این دو نوع از اوراق تصور کرده‌اند که اوراق اجاره قادر به پوشش مزایای اوراق منفعت خواهد بود. پژوهش پیش‌رو با استفاده از روش تحقیق کتابخانه‌ای، ضمن بررسی ماهیت و ساختار اوراق منفعت به مسألۀ ضرورت انتشار این اوراق در مقایسه با اوراق اجاره پرداخته است.

بررسی فقهی و حقوقی مفهوم حق و حکم

دوره 1، شماره 1، بهار 1403، صفحه 5-38

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720220

سید علیرضا فروغی

چکیده حق در اصطلاح فقهی دارای دو معناست: نخست، حق در معنای عام که شامل ملک، حکم و حق به معنای خاص می‌باشد. شاهد این مدعا مواردی نظیر حقّ ابوت، حقّ ولایت برای حاکم، حقّ وصایت، حقّ حضانت و نظایر آن است که گرچه در لسان اخبار و کلمات فقها از آن به حق تعبیر شده لکن همه از مصادیق حکم است.  دوم، حق به معنای خاص که در مقابل ملک و حکم است. لذا توجه داده شده فقهایی که حق را در مقابل ملک و حکم می‌دانند مقصودشان از حکم، حکم تکلیفی است و از آن با تعبیر حکم شرعی و خطاب شارع نیز یاد می‌کنند اما در صورتی که ما حکم را به معنای عام آن، اعم از تکلیفی و وضعی، بدانیم روشن است که حق (به مانند ملک) از اقسام حکم وضعی بوده و به این اعتبار حکم اعم از حق به معنای خاص- معنای دوم - می­شود.
بر این اساس، زمانی که حق با حکم مقایسه می­شود معنای اخص این دو، مورد نظر بوده و لذا هرگاه در فقه سخن از آثار و ویژگی­های حق، نظیر قابلیت اسقاط، نقل و انتقال می­رود مقصود آن است که حق به عنوان حکم وضعی و اعتبار عقلایی مستقل دارای این آثار است و در مقابل حکم تکلیفی فاقد این ویژگی­هاست.
در این مقاله دربارۀ رابطۀ حکم تکلیفی و حکم وضعی و بیان نظرات اصولیان و نظر مختار نیز بحث و بررسی شده است. هم‌چنین در مورد اینکه ملاک و ضابط تشخیص حق از حکم چیست و در آخر اینکه هرگاه در موردی شک شود که از حقوق است یا احکام، مقتضای قاعده و اصل چیست؟ در این‌صورت مقتضای قاعده و در صورت فقدان آن مقتضای اصل عملی چیست؟

بررسی فرآیند تصفیۀ بانک‌های ورشکسته (مطالعۀ تطبیقی در حقوق امریکا و ایران)

دوره 1، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 47-74

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720993

خدیجه شیروانی، محمد عیسائی تفرشی

چکیده توجه به ورشکستگی بانک­ها و تأثیرات بسیار منفی آن در اقتصاد کشور، از بحران بزرگ اقتصادی که در سال 1929 در امریکا شروع شد و پس از آن به تمام دنیا سرایت کرد، آغاز شد و قانون‌گذاران به این نتیجه رسیدند که مقررات عام ورشکستگی شرکت­های تجاری برای رسیدگی به ورشکستگی بانک­ها ــ که شرکت تجاری محسوب می­شوندــ کفایت نمی­کند. بر این اساس، در ایالات متحدۀ امریکا سعی شده است با توجه به نقش بانک­ها در اقتصاد کشور و تفاوت­هایی که با سایر شرکت‌های تجاری دارند، مقررات خاصی برای ورشکستگی آنها در نظر بگیرند. در این کشور نظام حقوقی حاکم بر ورشکستگی بانک­ها به «Resolution Regime» معروف است که به «گزیر یا حل و فصل» ترجمه شده است. مهم­ترین اهداف این نظام عبارتند از پیشگیری از اختلال­های زنجیره‌ای در نظام مالی کشور، ادامه یافتن خدمات کلیدی بانک­ها و عدم تحمیل عواقب ورشکستگی این بنگاه­ها بر دولت و مؤدیان مالیاتی.
در حقوق ایران نظام ورشکستگی بانک­ها به طور کامل از نظام ورشکستگی شرکت­ها جدا نیست و در صورتی که بانکی ورشکست گردد، مقررات قانون تجارت در زمینۀ ورشکستگی مقررات عام، و سایر مقررات پولی و بانکی خاص محسوب می­شوند. و در نتیجه، در صورت سکوت مقررات خاص، مقررات عام قانون تجارت در زمینۀ ورشکستگی اعمال می­گردند. در حقوق امریکا تصفیه، آخرین روش برخورد با بانک ورشکسته است، در حالی که در حقوق فعلی ایران با توجه به اینکه روش جایگزینی برای تصفیه وجود ندارد، به محض صدور حکم ورشکستگی، بانک وارد فرآیند تصفیه می‌شود.

حق‌تقدم در پذیره‌نویسی سهام جدید شرکت‌های سهامی در حقوق ایران و امریکا

دوره 1، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 129-161

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.723566

عبدالرضا اسدی آقبلاغی

چکیده حق‌تقدم در پذیره‌‌نویسی سهام جدید شرکت همان حق اولویت سهام‌داران قبلی است که واجد ماهیت حقوقی خاص است. منبع حق‌تقدم در حقوق ایران، قانون  و در حقوق امریکا، اساسنامه است. در حقوق این دو کشور حق‌تقدم، حق مالی قابل نقل وانتقال است. انتقال این حق در بورس یا خارج از آن صورت می‌گیرد و تابع محدودیت‌های سهام‌داران در انتقال سهم خود است. حق‌تقدم مشابه اموال منقول نزد ثالث توقیف می‌گردد و بدون تشریفات توقیف و مزایده فوراً و با تصویب دادگاه به فروش می‌رسد. در حقوق ایران حق‌تقدم از قواعد آمره و از حقوق غیر قابل الغای شرکای سابق است و مطابق اساسنامه نمی‌توان آنان را از این حق محروم کرد بلکه سلب حق‌تقدم تنها در اختیار و صلاحیت مجمع عمومی فوق‌العاده می‌باشد که باید مستدل و موجه و از موارد حادث و غیرقابل پیش‌‌بینی از قبل باشد و در گزارش هیأت مدیره و بازرسان شرکت علل و جهات اتخاذ تصمیم منعکس شود. اما در حقوق امریکا، حق‌تقدم یک قاعده تکمیلی است و سهام‌داران درصورتی حق‌تقدم خواهند داشت که در اساسنامه لحاظ شده باشد. چنانچه در اساسنامه چنین حقی برای سهام‌داران در نظر گرفته نشده باشد آنها به موقع افزایش سرمایه و صدور سهام جدید حق‌تقدم نخواهند داشت مگر اینکه اساسنامه اصلاح شود.

بررسی فقهی و حقوقی حکم شروط ضمن عقد پس از اقاله

دوره 1، شماره 1، بهار 1403، صفحه 95-112

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720227

سید محمد هادی ساعی، مریم ثقفی

چکیده اقاله تراضی طرفین بر انحلال عقد است. این امر منجر به زوال آثار عقد و تعهدات ناشی از آن می­گردد. اما این امر مربوط به آینده است؛ لذا همچون بطلان عقد نبوده، اثر قهقرایی ندارد و در نتیجه به آثار قبل از اقاله خدشه­ای وارد نمی­کند. این نکته­ای است که برخی به آن توجه نکرده­اند و در تبیین سرنوشت شروط ضمن عقد پس از اقاله، حکم به سقوط تمامی شروط اعم از صفت، فعل و نتیجه نموده­اند؛ همچنانکه قانون مدنی نیز پیرو همین نظر در مادۀ 246 شروط ضمن عقد پس از اقاله را محکوم به بطلان می­نماید. در حالی‌که احکام و آثار هر یک از شروط ضمن عقد متفاوت بوده و حکم مادۀ 246 در تمام آنها جاری نیست. به این ترتیب که شرط صفت موضوعاً خارج از بحث ماده مزبور بوده و نه تنها باطل نمی­شود بلکه به تبع مورد معامله به مالک اولیه باز می­گردد. شرط نتیجه نیز به دلیل ماهیت ویژه­ای که دارد به محض عقد محقق می‌شود و قابل اسقاط و بطلان نیست. در این میان صرفاً شرط فعل اعم از مثبت و منفی است که به موجب اقاله باطل می­گردد ولیکن آثاری بر جای می­گذارد که قابل تحلیل است. 

نظریة سقوط تعهدات منشأ با امضای اسناد تجارتی

دوره 1، شماره 1، بهار 1403، صفحه 113-129

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720235

سمیه احمدی مجدآبادی فراهانی، علیرضا عالی پناه

چکیده با صدور سند تجاری و تسلیم آن، پرداخت صورت نمی­گیرد یا تعهد قبلی ساقط نمی‌شود، بلکه با وصول سند تجاری است که هم تعهد ناشی از سند تجاری ایفا می­شود و هم تعهد منشأ ساقط می­شود. با وجود اینکه سند تجاری طبق وصف تجریدی خود ایجاد تعهد می­کند، اصل بر بقای تعهد منشأ است تا زمانی که سند تجاری پرداخت شود. 
  بین حقوق‌دانان ما در این مورد تقریباً اتفاق نظر وجود دارد و این اصل در بسیاری از نظام­های حقوقی نیز پذیرفته شده است، با وجود این، نظریه دیگری نیز وجود دارد مبنی بر اینکه با صدور سند تجاری و تسلیم آن به طلبکار، تعهد منشأ ساقط می­گردد.  قائلین به این دیدگاه به «وصف جایگزینی سند تجاری» قائلند. آنان اگرچه قبول دارند که سند تجاری تعهد به پرداخت است نه پرداخت، اما معتقدند که تعهد ناشی از سند تجاری، جایگزین تعهد اصلی می­گردد و در واقع در اینجا نوعی تبدیل تعهد صورت می‌گیرد.

ماهیت و شرایط اعتبار قرارداد انتقال بازیکن حرفه ای

دوره 1، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 98-128

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.722987

سید حمیدرضا موسوی پور

چکیده قرارداد انتقال بازیکن حرفه­ای مهم‌ترین قرارداد در حوزۀ ورزش فوتبال است. به‌موجب این قرارداد بازیکن متعهد است در مدت معین برای باشگاه معین در مقابل مبلغ مشخص بازی کند. انعقاد و انحلال این قرارداد تابع مقررات بین‌المللی و داخلی ویژه­ای است که متمایز از شرایط عمومی سایر قراردادهاست. این قرارداد مانند قرارداد اجارۀ اشخاص، قرارداد عهدی است و پس از امضای طرفین لازم می‌شود. طرفین قرارداد، بازیکن حرفه­ای و باشگاه ورزشی فوتبال هستند که مطابق قواعد عمومی باید دارای اهلیت قانونی برای تنظیم قرارداد باشند. این قرارداد الزام آور است و جز با توافق دو طرف یا به‌موجب دلیل موجه قابل‌فسخ نیست. هم‌چنین طرفین می‌بایست در اجرای قرارداد حسن نیت داشته باشند. در این نوشته ابتدا ماهیت قرارداد در حقوق ایران و سپس شرایط اعتبار این قرارداد در مقررات داخلی و بین‌المللی بررسی خواهد شد.

تحلیلی پیرامون شرط فاسخ با استفاده از ادلۀ بیع شرط در حقوق ایران و فقه امامیه

دوره 1، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 5-23

https://doi.org/10.22034/jpl.2024.720554

علیرضا آبین

چکیده در تفسیری موسّع از شرط فاسخ، می­توان آن ­را شرطی دانست که تحقق آن، تعهد یا تعهدات موجود فی­مابین متعهد و متعهدٌله را از بین ­برده، قرارداد یا سایر پدیده­ های حقوقی مشابه آن‌را از ابتدا (با اثر قهقرایی) منفسخ ­می­ گرداند. در قوانین موجود داخلی، پیرامون حکم شرط فاسخ نص قانونی صریحی وجود ندارد و همین عامل موجب ارائۀ استدلال­ های متفاوتی از سوی صاحب‌نظران حقوقی شده است. علاوه براین، در عرصۀ‌ فقهی رویکرد فقیهان امامیه نسبت به این تأسیس حقوقی یکسان نبوده، به‌طوری‌که برخی آن را بنا بر ادلّه‌ای نظیر قاعدۀ منجزیت شروط، منافات شرط فاسخ با مقتضای ذات عقد و عدم مُشرّعیّت ادلّۀ شروط، مبتلا به اشکال دانسته‌اند. در مقابل، عده‌ای دیگر بنابر قول به مُشرّعیّت ادلّۀ شروط، قائل به صحت نهاد شرط فاسخ شده‌اند. در این نوشتار ضمن نقد و تحلیل دیدگاه­ها و استدلال ­های متهافت صاحب­نظران، در نهایت دیدگاه برگزیده خویش مبنی بر امکان سنجی صحت و استعمال چنین تأسیسی در حقوق ایران و فقه امامیه را ارائه کرده و صحت حقوقی کاربرد آن­ را از «انضمام مواد 232و233 قانون مدنی به مواد10و975 همان قانون» به‌دست داده‌ایم. وانگهی، به­ نظرمی­رسدکه عمومات ادله شروط حکایت از مُشرعیّتِ شروط در ایجاد یا اعدام آثار حقوقی دارند.

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان