کلیدواژه‌ها = فقه امامیه

نظریۀ تأثیرگذاری اندیشه‌های سید محمدکاظم یزدی بر قانون مدنی ایران: تحلیل تاریخی و متنی

دوره 2، شماره 8، زمستان 1404، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.2089410.1049

محمد مهریار، احسان بروجردی

چکیده قانون مدنی ایران، اگرچه در قالب یک نظام حقوقی مدرن تدوین شده، در بنیان خود پیوندی عمیق با فقه امامیه دارد و فهم دقیق بسیاری از مواد آن بدون شناخت مبانی فقهی مؤثر در فرایند تقنین امکان‌پذیر نیست. در این میان، نقش سید محمدکاظم طباطبائی یزدی و کتاب العروة الوثقى در شکل‌گیری برخی از احکام و ساختارهای قانون مدنی، با وجود اهمیت آن، کمتر به‌صورت مستقل و روشمند مورد مطالعه قرار گرفته است. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی میزان و شیوه اثرگذاری آرای فقهی سید یزدی بر تدوین قانون مدنی ایران و تبیین آثار این تأثیر در تفسیر مواد قانونی است. اهمیت این بحث از آن جهت است که تدوین قانون مدنی در فضایی صورت گرفت که بخش مهمی از تدوین‌کنندگان آن به جریان مشروطه‌خواه تعلق داشتند، در حالی که سید طباطبائی یزدی در فضای سیاسی آن دوره در شمار مخالفان مشروطه شناخته می‌شد؛ با این حال، نفوذ علمی و مرجعیت فقهی وی به اندازه‌ای گسترده بود که آرای او در بخش‌هایی از قانون مدنی انعکاس یافت. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر مطالعه تطبیقی میان مواد قانون مدنی و متون فقهی، به‌ویژه العروة الوثقى، صورت گرفته است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که برخی مواد قانون مدنی پیشینه‌ای روشن در متون مشهور فقهی پیش از سید یزدی ندارند و نخستین صورت‌بندی منقح آنها در العروة الوثقى دیده می‌شود؛ همچنین در شماری دیگر از مواد، قانونگذار با گزینش تعابیری انعطاف‌پذیر، کوشیده است میان دیدگاه مشهور فقها و تحلیل خاص سید یزدی جمع نماید. بر این اساس، مقاله نتیجه می‌گیرد که در موارد احراز تأثیر، رجوع به العروة الوثقى و مبانی فکری سید یزدی می‌تواند در کشف مراد قانونگذار و تفسیر دقیق‌تر مواد قانون مدنی نقش مؤثری ایفا کند.

بررسی تفصیلی نظریه اعتبار شرط بنایی از دیدگاه فقه امامیه و حقوق ایران

دوره 2، شماره 6، تابستان 1404، صفحه 99-120

https://doi.org/10.22034/jpl.2026.2075251.1011

فاطمه اسماعیلی

چکیده شرط قبل از عقد از جمله شروطی است که فقها در آن دچار اختلاف نظر شده‌اند. مشهور فقها این شروط را الزام‌آور نمی‌دانند. در مقابل، فقهای کثیری قائل به مشروعیت این شرط هستند. ایشان علاوه بر ایراد خدشه به دلیل فقهی نظریه عدم اعتبار شرط بنایی، به ادله فقهی دیگری برای اثبات نظریه خود استناد می‌کنند که البته آن دلایل نیز خالی از اشکال نیست. بنابراین در متون فقهی به نظریه قطعی در مورد اعتبار یا عدم اعتبار شرط بنایی دست نمی‌یابیم. حقوق ایران به استناد ماده 1128 قانون مدنی، شروط فوق را الزام‌آور می‌داند. مهمترین دلیل حقوقی بر اثبات لزوم شرط بنایی، تنقیح مناط از اعتبار شرط بنایی در نکاح و تسری آن به سایر عقود است. فقها صراحتاً شرط بنایی در نکاح را پذیرفته‌اند. به نظر حقوقدانان وقتی شرط بنایی در نکاح باوجود حساسیت‌های موجود ، معتبر است، بدون شک باید در سایر ابواب عقود نیز الزام‌آور باشد. در این نوشتار ابتدا به طرح متون فقهی نظریه اعتبار شرط بنایی و ذکر ادله و نقد آن‌ها پرداخته و سپس به دلایل حقوقی این نظریه و نقد برخی از آنها می‌پردازیم و در مقام اثبات این نظریه می‌کوشیم. در انتها به مستند فقهی ماده فوق اشاره می‌گردد.